حکایت شحنه مردم آزار
آغاز کتاب
هفت وادی عشق  
مناجات
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها
حکایت سیمرغ
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
نکوهش بیجا
حکایت بایزید بسطامی
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند